عبدالله مستوفى

632

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

شاهان قديم ، روبخرابى گذاشت ، و خوزستان از آبادى و تمدن ادوار قبل افتاد . مزارع نيشكر و گندم و حبوبات آن ، بصحراى لم يزرع مبدل ، و سنگهاى شكرسائى ، در زير خرابه‌هاى كارخانه‌هاى قندريزى ، مدفون گشت ، و در همين اوان بود ، كه اسم اين ناحيهء زرخيز بعربستان تغيير پيدا كرد ، و واقعا مثل عربستان ، وادى فقر شد « 1 » . شايد بتوان يكى از جهات خرابى خوزستان را وجود يافتن همين طوايف عربى زبان و رياست شيوخ آنها در اين ناحيه ، و در حقيقت عربستان شدن آنجا دانست . زيرا نفوذ اين شيخها و رؤساى طوايف تحت امر آنها هميشه مانع نفوذ دولت در آنجا بود . اين شيخ‌ها هم توجهى بتربيت افراد نداشته ، و پاپى آبادى كشور نبودند ، بلكه ناحيهء تحت امر خود را كه در جنوب خوزستان ، و نزديك ساحل شط العرب ، و خليج‌فارس بود خراب‌تر ميخواستند تا علاقهء دولت را از آنجا قطع كرده ، و بلامزاحم ، و بىموى دماغ « 2 » بدوشيدن افراد طوايف همجوار ، كه تحت سرپرستى آنها بودند مشغول باشند . از دورهء مغول ببعد ، و مدتى قبل از آن ، در هيچيك از قشون‌كشيهاى ايران اسمى از قشون خوزستان نيست ، و اگر در اين اواخر گاهى هم حاكمى فوجى از اهالى تشكيل ميكرده ، از همان حول‌وحوش شوشتر و دزفول بوده ، و قلمرو حكام عربستان هم به همين حدود منتهى ميگشته ، و با شيوخ قبايل عربى زبان ، كه قدرت آنها در جنوب و نزديكتر بسواحل شط العرب و خليج‌فارس بوده ، كارى نداشتند . اين شيخها هم فقط در موقع ورود حكام ، بوسيلهء مراسله تبريك ورودى گفته ، و بفرستادن هديه‌اى اكتفا ميكردند . بطوريكه جزئى ماليات ايلى آنها هم ، بوسيلهء جمع‌آورى چريك ، و روانه كردن تيپ و توپ از آنها وصول ميگرديد . ماليات عربستان نقدى ، و با ماليات ايلى اين طوايف ، در اواخر ناصر الدين - شاه ، كه ماليات‌ها نسبة زيادتر شده بود ، بيشتر از هشتاد هزار تومان نبود . اگر باصل و ريشهء خانواده‌هاى امروز تهران مراجعه كنيم ، ميبينيم از تمام نواحى ايران رجالى در پايتخت وجود داشته ، كه امروز ارباب حل عقد كشور از بقاياى همان خانواده‌ها هستند ، ولى در ميان رجال دورهء قاجاريه ، حتى زنديه و افشاريه ، سهل است صفويه هم ، اسم يكنفر شوشترى يا دزفولى يا خوزستانى را در نظر ندارم ، كه شنيده يا ديده باشم ، و اين خود دليل باهرى بر بىاهميتى اين ناحيهء زرخيز ، در دوره‌هاى اخير بخصوص دورهء قاجاريه است . دولت ايران ، در دورهء قاجاريه ، از عربستان و بختيارى ، يكواحد حكومتى ساخته و اكثر ، حاكم عربستان بر ايل بختيارى هم حكومت ميكرد ؛ زيرا قشلاق ايل بختيارى تا مال امير عربستان ممتد ميگشت ، و خوانين اين ايل در مال امير املاك مزروعى هم براى

--> ( 1 ) - شايد يكى از جهات عربستان شدن خوزستان رقابت صفويه يا سلاطين عثمانى باشد كه خواسته‌اند بگويند كه اگر شما بر عرب و ترك حكومت ميكنيد ، ما هم بر ترك ، فارس و عرب حكومت ميكنيم . اگر شما عربستان داريد ، ما هم داريم . ( 2 ) - موى دماغ كنايه از مزاحم است .